![]() |
![]() |
|
| هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
|
گفتمش دل می خری گفتا به چند
گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده کردو دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم اورفته بود دل زدستانش زمین افتاده بود جای پایش روی دل جامانده بود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 13:11 توسط حسین ایوبی |
|
|
گنجشگ به خدا گفت : لانه كوچكي داشتم آرامگاه خستگي ام بود
سرپناه بي كسي ام بود . توفان تو آن را ازمن گرفت ، كجاي دنياي تورا گرفته بودم ؟ خدا گفت:ماري درلانه ات بود ،لانه ات را گرفتم تا جانت گرفته نشود !!!!!!!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم مرداد 1388ساعت 13:32 توسط حسین ایوبی |
|
|
حضرت علی (ع) می فرمایند اگر ازدری فقر وارد خانه شود ازدردیگر ایمان خارج می شود امروز عصر درتلویزیون بی بی سی فارسی خبری را دیدم که واقعا روحم را جریحه دار کرد دراخبار ساعت شش و نیم عصر تلویزیون بی بی سی خبری داشت درمورد کشوری افریقایی یو گاندا درین خبر آمده بود 31 درصد ازدختران مدرسه های کشور یوگاندا حامله هستند و پزشکان مجبور شدند تا تمامی این دختران را مورد آزمایش قراردهند تا کسانی که سن شان پایین هست و تحمل بارداری را ندارند جنین شان را سقط کرده و جان این دختران بیچاره را نجات بدهند وقتی با این دختران مصاحبه می کردند ودلیل این کارشان را می پرسیدند همه آنها فقط یک جواب داشتند که باعث شده بود دست به چنین کاری بزنند ! این دختران می گفتند که ما توانایی خرید لباس و کیف و کفش مدرسه را نداشتیم وبرای تامین مخارج مدرسه و تجصیل مان مجبوربودیم که خود را دراختیارکسانی قراربدهیم که دنبال چنین افرادی بودند . البته من نداشتن پول لازم وفقر این دختران را دلیل موجه برای انجام کارشان نمیدانم ولی چیزیکه آدم را به فکر وامیدارد فقرو بدبختی یک تعداد زیادی ازمردم هست که درین دنیا بخاطر امرار معاش و سیر کردن شکم خودشان مجبورهستند که دست به کارهای بزنند که برخلاف میل باطنی شان هست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 20:19 توسط حسین ایوبی |
|
|
انتخابات 29 اسد اين روزها كمپاين هاي انتخاباتي نامزدان رياست جمهوري به حساس ترين روزهاي خود رسيده و هريك ازنامزدان مطرح اين دوره تلاش مي كند تا با بد نام كردن ديگر ي خود را فرشته نجات اين مردم بيچاره و جنگ زده نشان دهد درين ميان بيشترين حملات تبليغاتي كه صورت مي گيرد شامل آقاي كرزي رئيس جمهور فعلي مي گردد و ديگر كانديد ها سعي مي كند كه با بزرگ جلوه دادن نقاط منفي آقاي كرزي و تيم كاري او اين رقيب قدرتمند خود را از اين دوره انتخاباتي كنار بزند . نكته قابل توجه اينجاست كه نامزدان محترم رياست جمهوري كه شعار قانون گرايي و عدالت خواهي را مي دهند خود شان دست به كارهاي مي زند كه خود بيان گر نقص قانون و زيرپا گذاشتن آن مي باشد عطا محمد والي بلخ با آنكه ازطرف آقاي كرزي و دولت ايشان بعنوان والي درولايت بلخ مشغول مي باشد ولي شديدا ازكانديد ديگر ي حمايت مي كند وازامكانات دولتي بطور غيرقانوني براي تبليغ و كمپاين كانديد مورد نظر خود استفاده مي كند ودرين اواخر نيز دريك كنفرانس مطبوعاتي اظهار نموده كه وي ازكسي حمايت مي كند كه او دستيار مافيا وقاچاق بران مواد مخدر نباشد . ديگر نامزد انتخاباتي نيز تاوقتي كه خودش به عنوان وزيرماليه انجام وظيفه مي كرد چنان با قدرت ازين دولت پشتيباني مي كرد كه گويي مدينه فاضله دردولت اين آقايان مي باشد وبس! ولي همينكه ايشان ازمقام شان سبك دوش گرديد چنان بيرحمانه بركابينه آقاي كرزي مي تازد كه آدم احساس مي كند دشمني چندين صدصاله با اين كابينه دارد وجالب اينجاست كه اين آقايان تا هنوز يك طرح امنيتي ويا اقتصادي كه قابل توجه باشد ارائه نكرده وفقط تغيير نظام را شعار مي دهند و بس درحالي كه درحادثه قندهاركه باعث كشته شدن آمر جناحي و قوماندان امنيه آن شهر گرديد اين آقايان كوچكترين عكس العملي ازخود نشان ندادند تا مبادا به مزاج كشورهاي حامي ايشان خوش نيايد وباعث به خطر افتادن جايگاه شان درنزد اين كشورها گردد ودرين ميان تنها آقاي كرزي بود كه واكنش سريع وتندي را نسبت به اين قضيه نشان داد ! ولي درين بين تنها كسي كه ازاول وحتي درزما ني كه خودش به عنوان وزيردركابينه آقاي كرزي مشغول كار بود باسياست دولت سازگاري نداشت داكتررمضان بشردوست مي باشد كه درين دوره انتخابا تي نيز يكي از نامزدان مطرح ورقيب آقاي كزي مي باشد آقاي بشردوست نسبت به ديگر رقباي كرزي گزينه بهتري ديده مي شود چون هم داراي طرح وبرنامه مي باشد درهمه زمينه هاي سياسي واقتصادي و...... وهم دربين مردم افغانستان كه ازاقوام مختلفي تشكيل گرديده چهره قابل قبول وبدون تعصبات قومي ومذهبي مطرح گرديده است
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 14:59 توسط حسین ایوبی |
|
|
ازمادرم متنفربودم ، چون اوهمیشه مایه ی شرمندگی من می شد زیرا اوفقط یک چشم دارد واین برای من مایه سرافکندگی می باشد
یک روز که به مدرسه ام آمده بود تامرا باخودش به خانه ببرد خیلی خجالت کشیدم چونکه همه ی همکلاسیهایم اورا دید وباعث شرمندگی وخجالت من شد درآن زمان خیلی حالت بدی داشتم وازخجالت دوست داشتم که آب می شدم وبه زمین می رفتم ولی درمقابل همکلاسیهایم به روی خودم نیاوردم آنها هم به من چیزی نگفتند بعدا یکی ازآنها به من گفت ((مادرتو فقط یک چشم دارد!!!! )) روز بعد به مادرم گفتم که : اگرمیخواهی مرا خوشحال کنی چرا نمیمیری ها ! ولی او هیچ جوابی به من نداد وساکت ماند بعد از چند وقتی دیگه برای ادامه تحصیل رفتم به سنگا پور و درهمانجا ماندگارشدم وتشکیل خانواده دادم سالها گذشته بود که دیگر مادرم را ندیدم وهیچ خبری هم ازاونداشتم تااینکه یک روز او برای دیدن ما به سنگاپور آمد . همین که وارد خانه من شد ودرمقابل ما ایستاد فرزندانم به او خندیدند ومن نیز به سراو فریاد کشیدم که تو چطور جرات کردی که به خانه من بیایی وفرزندانم را بترسانی، او باکمال خونسردی جواب داد ببخشید مثل اینکه آدرس را اشتباه آمده ام وبه سرعت ازخانه ما دورشد یک روز وقتی که دردفترکارم نشسته بودم یک نامه برایم رسید و درآن نامه نوشته شده بود که تعدادی از دانش آموزان قصد دارند به خاطر دیدار ازهمدیگر یک محفلی را درمدرسه دایر کنند من هم برای شرکت ودیدن دوستان قدیمی ام راهی آنجا شدم وبه خانواده ام گفتم که من برای یک سفر کاری می روم وقتی که درآنجارسیدم فقط بخاطر یک حس کنجکاوی خاصی رفتم به طرف خانه قدیمی ام همانجا که بامادرم زندگی می کردم ولی درآنجا که رسیدم همسایه ها به من گفتند که صاحب این خانه مرده است ویک نامه را به من دادند وگفتند که او وصیت کرده که این نامه را بتو برسانیم وقتی نامه را بازکردم درآن نوشته بود : ای عزیزترین فرزندم وقتی که شنیدم باز می گردی خیلی خوشحال شدم و سخت متاسف هستم که وقتی که می آیی شاید من نتوانم از بستر بلند شوم وبه دیدن تو بیایم وبازهم عذرخواهی می کنم ازینکه درسنگاپورآمدم وباعث شدم که فرزندان تو بترسند ولی باید یک واقعیت را به تو بگویم سالها قبل وقتی که تو خیلی کوچک بودی دراثر یک تصادف یک چشمت را ازدست دادی ومن نمی توانستم تحمل کنم که تو فرزند عزیزم باقیی عمر خود را بایک چشم سپری کنی به همین خاطر یک چشمم را با تمام عشق وعلاقه بتو بخشیدم امید وارم که همیشه شاد وخوشحال باشی من خودم بعد ازخواندن این داستان یک حالتی دارم که نمی توانم بیان کنم شما چطور؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 16:24 توسط حسین ایوبی |
|
هرروزتان نوروز نوروزتان پیروز چند قدم مانده به بهار سلام به همه شما عزیزان امیدوارم که همیشه ودرهرجای دنیا که هستید بهاری باشید جشن نوروز یکی ازقدیمی ترین جشنهای است که درکشورهای افغانستان ،ایران وتاجکستان با شکوه وابهت خاصی برگزارمی گردد . درکشورعزیزما افغانستان این روز علاوه براینکه جشن طبیعت نامیده شده یک قداست خاصی دیگری نیز دارد که این روزرا متبرک ومیمون ساخسته است . اولین روزسال درکشورما ،یعنی روز اولین امام واولین سرداررشید اسلام علی ابن ابیطالب علیه السلام . درین روز مردم ازسراسرکشور درمزارشریف ویا درکابل زیارت سخی جمع شده وپرچم اسلام را به نام نامی آن حضرت برافراشته وجشن می گیرند درین مراسم برنامه های مثل مناقب خوانی و سخنرانی درباره حضرت علی علیه السلام وسرودهای محلی ودیگر عنعنات اسلامی که مربوط به مردم ما می باشد اجرا می گردد پس ازپایان این مراسم جمعیت زیادی که ازنقاط مختلف کشور گرد آمده اند به زیارت ومراسم مذهبی خود مشغول گردیده ودرهرگوشه وکنارصحن مبارک مشغول مراسم خود می گردند
البته جشن گل سرخ درمزارشریف وبلخ باستان با ویژگیهای خاصی برگزار می گردد که منحصر به این شهر باستانی وگهواره تمدن شرق می باشد . درشب سال نو هزاران زن و مرد ، پیروجوان درپارک روضه زیارت سخی جمع می شوند وشب را با خوشی وشادمانی بیصبرانه درانتظار ورود نوروز وبرافراشتن علم مبارک شاه اولیا به پایان می رسانند . ساعت ۹ صبح نوروز علم مبارک مزارشاه اولیا درحالی که با تکه سبز جدید پوشیده شده است درمراسم رسمی ودرمیان شوروهیجان هزاران نفر برافراشته می شود . بابلند شدن بیرق موزیک احترام نواخته می شود وتوپهای به رسم احترام شلیک می گردد . خیل انبوهی ازکبوتران سپیدبال زیارت سخی نیز درفضای نیلگون زیارت برفراز شهرمزارشریف به پرواز درمی آیند . گاهی رئیس دولت وچند تن ازشخصیتهای سیاسی ومذهبی ومقامات بلند پایه دولت نیز با والی بلخ درمراسم حاضر می شوند پس ازسخنرانی ومناقب خوانی مسابقه سنتی بزکشی دردشت شادیان برگزار می شود وتیم برنده درمراسمی شکوهمند ، جام قهرمانی را بدست می آورند .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 12:17 توسط حسین ایوبی |
|
|
سرزمين من هروقت ازمقابل قصردارالامان رد مي شوم يك حالت خاصي به من دست مي دهد يك حالتي كه نمي توانم بگويم چطوري ولي خيلي عجيبه . يادم هست چند ماه پيش كه مراسم انتقال قدرت رياست جمهوري روسيه برگزارشده بود وآقاي پوتين رياست جمهوري را به مدويدف تحويل داد تقريبا تمام رسانه هاي دنيا اين مراسم را بطورزنده پخش مي كردند . كاخ كرملين با آن ابهت خاصي كه داشت مرا تحت تاثيرقدرت و عظمت شوروي سابق قرارداد . وناخود آگاه ذهنم را برد به سالهاي 1358 تا 1367 هجري كه ارتش سرخ با آن همه توپ و تانك وعساكرمجهز به مرزهاي كشورعزيزما هجوم آوردند و به پيروجوان ، زن وكودك رحم نكردند و تا توانستند كشتن و خوردن و بردند ولي مردم مسلمان افغانستان بادست خالي در مقابل ابرقدرت زمان ايستادو با بيل وكلنگ درمقابل تانكهاي غول پيكرشوروي ، از ناموس وطن و باورهاي خويش دفاع كردند سرانجان اين ارتش سرا پا مسلح را با خفت وخواري درسال 1367 ازمرزو بوم اين مملكت راندند و برگ زريني را درصفحه تاريخ اين كشور به ياد گارگذاشتند روز سه شنبه 29/11 مراسم هفتم پسرخاله ام بود كه درچهارشنبه هفته گذشته درحادثه وزارت عدليه شهيد شد براي شركت درين مراسم به منزلشان كه دردارالامان هست رفتم وبازهم ازمقابل اين قصر كه رد شدم حالت عجييبي به من دست داد نميدانم چيه ولي قصردارالامان براي من مثل يك كتاب تاريخ مي ماند كه مرا مجبور مي كند درباره كشورم بيشتر مطالعه كنم البته نه اينكه وجود اين كاخ باعث افتخار من باشد نه، ولي ديدن اين كاخ مرا به ياد گذشته مي اندازد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 14:23 توسط حسین ایوبی |
|
|
(کفشهای 500 هزاردالری ) در نشست مطبوعاتی جورج بوش با نوری مالکی در بغداد، یک خبرنگار عراقی سعی کرد که از راه دور با دو لنگه کفش خود جورج بوش را هدف قرار دهد، اما موفق نشد. اگر خودتان جای یک سیاستمدار باشید و در چنین موقعیتی قرار بگیرید، چه می کنید؟ این اقدام را نتیجه وجود دموکراسی در یک جامعه می دانید یا نتیجه نبود دموکراسی؟ ناگفته نماند که هنوز چند ساعتی ازین قضیه نگذشته ولی هرلنگ کفش این خبرنگار تا مرز 500 هزاردالرمشتری پیدا کرده است شما روی کفشای این خبرنگارچه قیمتی می گذارید ؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 16:19 توسط حسین ایوبی |
|
|
عيد سعيد غديرخم راپيشاپيش به آقا وسرورمان مهدي موعود امام زمان (عج) وتمامي مسلمانان ورهپويان حقيقي مكتب علوي تبريك وتهنيت عرض مي نمايم مطالب چند درباره غديرخم وخلافت اميرمومنان علي عليه السلام درغديرخم : حادثه اي رخ داد كه مي توانست سعادت ا بدي بشريت را تضمين كند و براي هميشه , انسانها را از ضلالت و گمراهي نجات بخشد , به اين جهت , داستان غدير يك قصه تاريخي خاص نيست كه زمان آن گذشته باشد و همين طور يك حادثه شخصي نيز نيست كه پيامبر فقط علي (ع ) را به عنوان وصي خود (آنچنان كه شيعيان مي گويند) و يا به عنوان محبوب جامعه اسلامي (آنچنان كه اهل سنت مدعي هستند) معرفي نموده و در نتيجه تاريخ مصرف آن گذشته باشد , بلكه در غدير خم تاريخ كل بشريت رقم خورد , چرا كه امامت امامان در طول تاريخ مطرح و تبيين شد , حقيقتي كه از اميرمومنان آغاز مي شود و به مهدي صاحب الزمان (عج) منتهي مي گردد. درسال دهم هجرت وقتي كه حضرت محمد (ص) بعد ازسالها تلاش وزحمت درراه گسترش وتبليغ دين مبين اسلام ازآخرين سفرخويش ازمكه معظمه برمي گشت رسالتي ديگري را دريافت نمود كه براي تكميل وادامه راه پرخطراسلام نوپا ومحصوربه جزيرت العرب بسيارمهم وحياتي بود . اين رسالت چيزي نبود جزتعيين يك جانشين ورهبر آگاه وتوانا كه بعد ازپيامبرعظيم شان بتوا ند راه ا ورا ادا مه دهد ونهال نو پاي اسلام را كه درميان امپراطوري هاي رم وايران اين دوقدرت بزرگ دنيا قد برافراشته به درختي تنومندي تبديل نمايد . اكنون او به جانشيني نيازدارد كه بتواند بهترازهمه اين وظيفه خطيرراانجام دهد وسكان داركشتي اسلام درميان امواج پرخروش مسيحيت وزردشتي باشد . بله رسالت جديد او يعني تعيين يك رهبربه تمام معني براي جهان اسلام وتمام آزاد انديشاني كه آرزوي چنين مقتدي ورهبري رادارد به همين مناسبت بود كه جبرئيل برپيامبرنازل شده واين پيام مهم راكه ازجانب خداوند داشت به اوبيان نمود. حضرت محمد (ص) دستورفرمودند تا همه ي كاروانيان درمكاني بنام خم غديركه دركنارچشمه ي بود جمع گردند وشاهد اين قضيه حياتي ومهم باشند تا هم ماموريت خود راانجام داده وهم حجت رابرآنان تمام نمايد بعد ازين كه تمام حاجيان وكاروانيان دركنارهم جمع گشتند بدستورپيامبرمنبري رادرست نمودند تا قابل رويت براي جمعيتي كثيري باشد كه درآنجا گرد آمده بودند وبعد پيامبربزرگواراسلام بربالاي آن منبررفته وبعد ازحمد وسپاس خداي بزرگ خطاب به مردم فرمودند اي مردم تاحالابراي شما چگونه پيغمبري بوده ام ؟ همه جواب دادند ما همه ازشما راضي هستيم شما ماراازجهالت وگمراهي نجات داديدوبه سوي حق رهنمون ما شديد ما هرچي داريم ازاثرتلاش وزحمات بي شايبه شما مي باشد پس فرمود اي مردم حال كه مراهمه قبول داريد بدانيد وآگاه باشيد كه براي من ازجانب پروردگارمهربان وحي امده تا بهترين كس شمارابه عنوان جانشين خود انتخاب نمايم وسپس درميان آن جمعيت انبوه نام علي رابه زبان مبارك خود جاري نموده وايشان رابه نزد خود فراخواند ودست مبارك علي را بالانموده فرمود (اي مردم هركس كه من مولاوصاحب اختياراوهستم پس ازمن اين علي ولي وامام اوخواهد بود . بارخدايابادوستان علي دوست باش وبادشمنان او دشمن ) آري بدينصورت بعد ازختم رسالت آخرين رسول ، اولين امام وجانشين وخليفه بلافصل او اين وظيفه سنگين رابردوش گرفته واين كاروان سردرگم بشريت راقافله سالارگشت ، آري چنين بود كه حضرت علي (ع) درين روزمبارك به جانشيني خاتم پيامبران برگزيده شد وسلسله ا مامت بعد ازختم نبوت آغازگرديد تا بعد ازپيامبراسلام تلاشها وزحمات را كه آن حضرت درطول عمربابركت خويش كشيده بود بدون نتيجه نمانده واسلام ناب محمدي آنچنان كه خداوند ميخواهد پابرجا وبدورازهرگونه تحريف باقي بماند اما سئوال اينجاست كه چرا بعد ازرحلت پيامبراسلام باوجود آن همه تا كيدي كه آن حضرت نسبت به اين قضيه نموده بود بازهم يك عده ازكساني كه درآن روزتاريخي حضورداشتند وجزاولين كساني بودند كه مقام عظمي ولايت رابه اميرالمومنين حضرت علي عليه سلام تبريك گفتند ولايت آن حضرت راقبول نكرده وجانشيني امام علي راكه درروزغديرخم به خواست خداوند بزرگ (ج) به وسيله حضرت محمد (ص) درحضورصدها هزارنفراعلام گرديد كتمان نمودند ومساله جانشيني را به شورگذاشتند ودرنهايت به هرترتيبي كه بود اين حق مسلم حضرت علي را غصب نموده وباعث شدند تا شخصيت بزرگ وبي همتاي امام علي خانه نشين شود تا به نظرخود آنها بتواند تشنگان عدالت ورهپويان حقيقت رابراي هميشه ازوجود خورشيد عالم تاب همچون علي ابن ابيطالب محروم نمايند . ولي برخلاف آرزوهاي كوربينانه آنها بازهم كساني كه تشنه عدالت وحقانيت بودند ازهرگوشه وكناردنيا به دنبال حضرت علي (ع) راه افتادند تابتوانند ازاقيانوس بيكران علم وكرامت ،حلم وشجاعت ، زهد وتقواي آن يگانه ابرمرد دوران استفاده كنند . وتا دنيا باقي است چشم حقيقت ياب بني بشربه دنبال علي واولاد علي خواهند بود
جرج جرداق نویسنده و پژوهشگر مسیحی:
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 17:19 توسط حسین ایوبی |
|
|
کنکاشی پيرامون ورود تشيع به افغانستان
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 12:9 توسط حسین ایوبی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام باتشکرازینکه مارابه عنوان سنگ صبورتان انتخاب نموديد امیدوارم که بتوانم سنگ صبوردلهای پاک وبی آلایش شما دوستان باشم .
|
| پیوندهای روزانه |
|
نگاه نو آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مرداد 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 |
| پیوندها |
|
كانون محبت احمد جاويد تسل آقاي رحمتي نگاهي نو شعیب فطری عبدالله الهام (جمالزي ) جستجو ونجات عاشقانه ها عصرجديد (آقاضيا علوي ) دنياي دانلود ام لاس رهاترازپرنده شاپرك مهاجر |
|
RSS
|